۲۴ ژوئن ۲۰۲۵ - بر اساس پژوهشی که به ‌تازگی در مجله Occupational & Environmental Medicine منتشر شده است، فشارهای عاطفی و رویارویی‌های موجود در مشاغلی که شامل تعامل مستقیم چهره ‌به‌ چهره یا صوتی با افراد خارج از سازمان هستند، با افزایش خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ مرتبط می باشند. همچنین، یافته‌ های این مطالعه حاکی از آن است که کمبود حمایت اجتماعی از سوی مدیران و همکاران در محیط کار، شدت این ارتباط را افزایش می ‌دهد.
پیش ‌تر نیز عواملی مانند فشار شغلی، ناامنی شغلی، خشونت و زورگویی در محیط کار، و عدم تعادل بین تلاش و پاداش با افزایش خطر دیابت نوع ۲مرتبط دانسته شده ‌اند.
اما پژوهشگران می ‌گویند: تأثیر بالقوه‌ ی مشاغل دارای تماس مستقیم با افراد مانند مشاغلی که نیاز به تعامل با بیماران، مشتریان، مراجعان، مسافران یا دانش ‌آموزان دارند، بر این خطر هنوز به‌ طور کامل شناخته نشده است.
برای بررسی بیشتر این موضوع، آن‌ ها داده‌هایی را از پایگاهSWIP (مطالعه‌ ی کار، بیماری و مشارکت در بازار کار سوئد) استخراج کردند که شامل حدود ۵.۴میلیون فرد ۱۶تا ۶۵ساله ثبت‌ شده در سوئد در سال ۲۰۰۵بود.

آن‌ ها مطالعه ‌ی خود را به افراد ۳۰تا ۶۰ساله ‌ای محدود کردند که اطلاعات شغلی آن‌ ها در سال ۲۰۰۵ثبت شده بود و سابقه ‌ای از ابتلا به هر نوع دیابت تشخیص ‌داده ‌شده یا دریافت داروهای ضد دیابت تا سال ۲۰۰۵نداشتند. در مجموع، حدود ۳میلیون نفر در این مطالعه گنجانده شدند.
پژوهشگران سه بُعد از مشاغل دارای تماس مستقیم با افراد را ارزیابی کردند: تماس عمومی با مردم، فشارهای عاطفی ناشی از برخورد با افراد دارای مشکلات جدی سلامت یا سایر مسائل، و رویارویی (درگیری‌های کلامی یا رفتاری). همچنین میزان حمایت اجتماعی در محیط کار را نیز با استفاده از ماتریس‌ های مواجهه‌ ی شغلی، مبتنی بر داده‌ های نظرسنجی‌ های محیط کار سوئد (۱۹۹۷تا ۲۰۱۳)، بررسی کردند.
برای بُعد تماس عمومی با مردم، آن‌ ها درصد پاسخ ‌دهندگانی را محاسبه کردند که گزینه‌ ی «تقریباً سه‌ چهارم زمان» یا «تقریباً تمام زمان» را انتخاب کرده بودند. برای فشارهای عاطفی و رویارویی نیز، درصد افرادی که پاسخ «چند روز در هفته» یا «هر روز» داده بودند، محاسبه شد.

پژوهشگران ۲۰عنوان شغلی را در بخش‌ هایی با بالاترین میزان مواجهه با هر یک از سه بُعد مورد بررسی قرار دادند. این بخش‌ ها شامل: بهداشت و درمان، آموزش، صنایع خدماتی، مهمان‌ داری، مددکاری اجتماعی، حقوق، امنیت و حمل ‌و نقل بودند.
بین سال‌های ۲۰۰۶تا ۲۰۲۰، تعداد ۲۱۶٬۶۴۰نفر (۶۰ درصد مرد) به دیابت نوع ۲مبتلا شدند. این افراد معمولاً سن بالاتری داشتند، بیشتر احتمال داشت که خارج از سوئد متولد شده باشند، و سطح تحصیلات و کنترل شغلی پایین ‌تری نسبت به افرادی که به این بیماری مبتلا نشدند، داشتند.
در هر دو گروه زنان و مردان، میزان بالای مواجهه با هر سه بُعد (تماس عمومی، فشار عاطفی، و رویارویی) با افزایش خطر ابتلا به دیابت نوع ۲همراه بود. با این حال، در زنان، افزایش خطر مرتبط با تماس عمومی با افراد پس از در نظر گرفتن سطح کنترل شغلی، از بین رفت.

سطوح بالای مواجهه با فشارهای عاطفی و رویارویی، به‌ ترتیب با افزایش ۲۰ درصدیو ۱۵ درصدیخطر ابتلا به دیابت نوع ۲در مردان و ۲۴ درصدیو ۲۰ درصدیدر زنان مرتبط بود.
این ارتباط‌ ها در میان افرادی که حمایت اجتماعی کمتری در محیط کار داشتند، قوی ‌تر از کسانی بود که از حمایت بالاتری برخوردار بودند.
بیشترین خطر (۴۷ درصدافزایش) در زنانی مشاهده شد که در مشاغل با فشار عاطفی بالا فعالیت داشتند اما حمایت اجتماعی ضعیفی در محیط کار دریافت می ‌کردند.
پژوهشگران گفتند: این یافته‌ ها از این دیدگاه حمایت می ‌کند که مشاغل دارای تماس مستقیم با افراد می‌ توانند استرس‌ زا باشند و در نهایت سلامت متابولیک کارکنان را تحت تأثیر قرار دهند.

آن‌ها به محدودیت ‌های مختلفی در یافته ‌های خود اذعان کردند. برای مثال، از ماتریس ‌های مواجهه ‌ی شغلی استفاده کرده ‌اند که نمی‌ توانند تفاوت ‌های فردی در تجربه ‌ها، احساسات یا محیط کاری درون یک شغل خاص را به‌ درستی منعکس کنند. همچنین، اطلاعاتی درباره‌ ی سوابق شغلی کامل افراد یا رفتارهای سبک زندگی تأثیرگذار نیز در دسترس نبوده است.
با این حال، پژوهشگران توضیح دادند که «در مشاغلی که کارکنان با افراد در تماس هستند، انتظاراتی برای مدیریت عاطفی وجود دارد؛ به‌ طوری ‌که کارکنان باید احساسات خود را مطابق با هنجارهای اجتماعی، شغلی و سازمانی ابراز یا پنهان کنند. این وضعیت زمانی به ‌ویژه استرس ‌زا می‌ شود که احساسات ابراز شده با احساسات واقعی فرد هم ‌راستا نباشند».

آن‌ ها ادامه دادند: «کارکنان مشاغل خدمات انسانی، مانند متخصصان سلامت و مددکاران اجتماعی، مسئول برآورده‌ کردن نیازهای اساسی انسانی مراجعان هستند و شاهد رنج انسانی می ‌شوند، در حالی که در اغلب موارد، رابطه ‌ای دوسویه با بیماران یا مراجعان وجود ندارد. این عوامل می ‌توانند منبع استرس‌ هایی باشند که منجر به خستگی دلسوزی، فرسودگی شغلی و مشکلات سلامت روان در این مشاغل شوند».

به‌ گفته‌ ی آن ‌ها، مکانیسم‌ های زیستی مرتبط با این یافته‌ ها ممکن است شامل استرس مزمنی باشد که بر سیستم عصبی-غدد درون ‌ریز تأثیر می ‌گذارد و منجر به افزایش ترشح کورتیزول، مقاومت بیشتر به انسولین، و کاهش ترشح و حساسیت به انسولین می‌شود. همچنین، نبود حمایت اجتماعی در محیط کار می‌ تواند این واکنش‌های زیستی را تشدید کند.

منبع:

https://medicalxpress.com/news/2025-06-emotional-demands-person-contact-roles.html